تبلیغات

چراهای پلاسکو

حادثه دلخراش ساختمان پلاسکو تهران که از برکت ایثارگری و شهادت آتش نشانان قهرمان کشورمان به یک وفاق ملی تبدیل گشت و بیش از هر موضوعی در شبکه های اجتماعی، رسانه ها و حتی در سطح بین الملل مردم را به تحسین و ابراز همدردی کشانید از زوایای مختلف و در سطوح مختلف قابل تامل و عبرت آموز  است، لذا در این نوشتار جهت هدیه به ارواح طیبه شهدای آتش نشان که بار دیگر و بعد از ایثارگری‌های جبهه و جنگ و خاطرات شهدایی که برای نجات همرزم‌شان و برای دین و میهن با خودگذشتگی و ایثار در برابر ملت ایران خود را روی مین می انداختند، این آتش نشانان عزیز آن خاطرات ایثار و شهادت را بار دیگر در فضای کشور آکنده نمودند و کشور را در وضعیت یک شوک معنوی قرار دادند و از آنجائی که ایثار برای کاهش آلام و درد همنوع جزو خواست ذاتی و درونی همه انسان‌های آزاده است همه مردم و آزادگان عالم را  به تحسین و واکنش تحسین برانگیز وا داشت.

لذا علاوه بر اشاره ای گذرا به این رحمت بیکران که از برکت شهادت و ایثار این شهیدان والا مقام بر پهنای کشور ایران مستولی گردید و از همه ادیان و مذاهب هموطن و غیرهموطن  به تحسین این ایثارگری پرداختند از چند زاویه این موضوع قابل بحث و بررسی است.

اولا اشاره ای گذرا به حاشیه ای که ایجاد گردید و انشالله تلنگری برای اصلاح فرهنگ استفاده ازتکنولوژی های نو باشد و از گرفتن عکس‌های یادگاری و هیجانی با گوشی همراه از ساختمان پلاسکو و تجمع مردم ایجاد شد و به اصطلاح امروزی جای متن را گرفت و این چیزی نبود جز اینکه به طور طبیعی در شرایطی که مردم یک جامعه آموزش های لازم را در برخورد با حوادث ندیده اند و در ابتدا برخورد با هر فاجعه که از عمق فاجعه خبر ندارند بروز چنین رفتارهایی در بطن حادثه، مطلب آنقدر عجیبی نیست که بسیاری مردم و عاملان را با آن شدت وحدت محکوم نمایند و دوم اینکه تجمع مردم یا برای کمک و یا برای حس کنجکاوی در حادثه ای که حتی از افراد متخصص آن کاری ساخته نبود نیز نباید به عنوان یک موضوع عجیب قلمداد گردد چه بسا انگیزه اولیه ی بسیاری از تجمع کنندگان  کمک به حادثه دیدگان باشد ولو اینکه مهارت این کار را نداشته باشند .

مطلب دیگری که در این‌گونه حوادث همانند حادثه تصادف قطار و سایر حوادث و تخریب‌های گاه و بیگاه ساختمان‌های مسکونی وتجاری حادث می‌گردد این است که در همه اظهارنظرها عنوان می شود که ما باید از این حادثه درس عبرت بگیریم که البته نمی‌گیریم  و در چند هفته و چند ماهی همگی اظهار کارشناسی می‌نمایند که این باید به تجربه ما در برخورد با این حوادث کمک کند و باید آمادگی لازم را داشته باشیم و اخیراً هم با توجه به حساسیت های سیاسی – اجتماعی دنبال مقصر حادثه می‌گردیم و گاهی به سادگی بیان می کنیم که باید فلان مسئول عذرخواهی کند، فلان مسئول باید ساختمان را تعطیل می کرد و غیره؛ جواب این اظهار نظرها ساده است، اگر با عبرت و درس گرفتن این حوادث درست می شد باید از زلزله بم درس عبرت می گرفتیم پس چرا با وجود اینکه تقریبا همگان اذعان و اطلاع دارند که کشور، جزو کشورهای حادثه خیز جهان است و در این دهه های گذشته حوادث زیادی را تجریه کرده است باز ما نیاز به گرفتن درس عبرت داریم . مگر نمی دانیم؟ پس چرا حوادث و نحوه مدیریت حوادث مجدد باعث افسوس می شود که ای کاش ...

در جواب این چرایی ذکر چند مطلب خالی از لطف نیست:

اول اینکه آیا سیستم نظام مند در کدام کشور باعث کاهش خطرات زندگی مردم و افزایش بهره وری مردم از زندگی شخصی اجتماعی‌شان شده است.

دوم اینکه آیا  کشور با تشخیص اولویت های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی منابع عمومی  را برای استفاده عموم بهتر مدیریت می نماید که آمار میزان یا فراوانی این حوادث گویای نحوه پرداخت کشورها به این موضوعات است.

برای روشن شدن این مطلب ذکر چند مثال می تواند کمک کننده باشد.

مثال اول: اعتبارات هنگفتی صرف ایجاد مسکن مهر به شکل عجیب و غریب در مناطق حاشیه شهرها گردید که سالیان سال نیاز به تامین زیر ساخت های اولیه زندگی خواهند داشت که به قول بسیاری از اهل فن و فضل معماری شهری و کارشناسان اگر این اعتبارات صرف اصلاح بافت های فرسوده و حاشیه نشین شهرها می گردید و اعتبارات با همکاری و امتیازاتی که در آب و برق و پروانه ساخت، داده می شد در زمان کمتری امکانات بهتری برای زندگی جمع کثیری از مردم مهیا می‌شد و شاید نیازی هم به امثال مسکن مهر نمی‌بود و صنعت ساختمان هم دچار این رکود ویران کننده نمی شد و چهره فقر هم از این مناطق بازسازی شده  برچیده می شد از احتمال خسارات جانی و مالی در حوادث طبیعی کاسته می گردید.

مثال دوم در حوزه اشتغال است، هر روز به مردم توصیه و تاکید می شود که برای تقویت تولید داخلی و ایجاد اشتغال باید جنس ایرانی بخریم حال از تصمیم گیران اقتصادی کشور کسی حتی از خود سوال نمی کند که تولید کننده خارجی چه می کند که محصول تولیدی با پیمودن کیلومترها مسیر و هزینه های گزاف کرایه و گمرکی و بیمه ای و حتی خطرات قاچاق باز بسیار ارزانتر از تولید داخلی به دست مصرف کننده می رسد و به خاطر نادانی در این چرایی هر روز به تولید کننده داخلی مالیات جدید، ارزش افزوده، بیمه تامین اجتماعی با قوانین ترکمنچای وارد و جریمه تاخیر بانکی می بندیم و بعد در پشت تریبون فریاد حمایت از تولید داخل بلند می کنیم که ما تولید داخل را تشویق می کنیم آنگاه تصور می شود که با این قوانین یا بهتر بگوئیم قفل و زنجیر قانونی تولید کننده داخل ما با خارجی رقابت کند و باعث تولید و اشتغال هم  شود؛ به قولی، زهی خیال باطل اگر تاکنون راهکاری اثر گذار به عقل‌مان نرسیده است، اگر به هوش باشیم می‌توانیم از الگوی  موفق همانند  الگوی مالزی برای سرمایه گذاری  و کمک به تولید بهره بگیریم.

مثال دیگر اینکه در تصادفات جاده ای سالیانه قریب 20 هزار نفر کشته و هزاران نفر زخمی و دچار معلولیت جسمی می‌گردند ولی همچنان لجوجانه اصرار بر تولید خودروی ملی بی‌کیفیت و ناایمن داریم، گویی سوگند خورده ایم که سالیان سال  پراید تولید نمائیم و هیچ راهکار دیگری  برای تولید خودروی ایمن در دنیا وجود ندارد و اصلا این ضایعه بزرگ ملی که باعث مرگ و معلولیت عزیزان ما در جاده ها ایجاد می‌گردد جزو اولویت های کشور نمی‌باشد، برخی ممکن است بگویند این همه اولویت داریم منابع به اندازه کافی وجود ندارد باید عرض شود که این پاسخ بسیار بسیار بیهوده ای است چرا که اگر این موضوع علت عدم انجام بسیاری از اولویت های ما می بود نباید مسکن مهر می ساختیم، نباید هزاران پروژه سیاسی بیهوده و غیره بهره ور با رویکردهای سیاسی و بدون توجیه اقتصادی در کشور پراکنده می کردیم، نباید با  تفکر ویران کننده  "کلنگ را بزن بالاخره تمام می شود" کار عمرانی  برای کشور می کردیم .

اگر ساختار نظام یافته ای برای اولویت های کشور و نظام بهره وری وجود می داشت نمی‌بایست با قوانین صد درصد غلط مبارزه با مواد مخدر اقتصاد خانواده معتادان را دچار نابودی می کردیم و آنها را از خانه نشینی به گور خوابی می کشاندیم .

اگر ساختار نظام یافته ای برای اولویت های ملی وجود داشت که نباید سهم خود را از بازار نفت و گاز منطقه و جهان به راحتی از دست می‌دادیم .

اگر ساختار نظام یافته ای برای نگاه ملی در کشور وجود داشت که هرساله در فصل بودجه هزاران میلیارد بودجه کشور را بین هزاران پروژه  ناکارآمد و بی سرانجام پراکنده نمی‌کردیم بنابراین توجه به مثال‌های فراوان و فراوان موجود در کشور باید از این الگوی مدیریت پت ومتی در بسیاری از پروژه های خرد و کلان رهایی پیدا  کنیم، ولی آیا راه حلی وجود ندارد و بعد از قریب به 38 سال از پیروزی انقلاب بعد از هر حادثه باید درس عبرت نگیریم و بعد  افسوس اقدامات انجام نشده را بخوریم؟ آیا حادثه پلاسکو یا پلاسکوهای  دیگر بالاخره باعث ایجاد یک ساختار نظام مند برای افزایش بهره وری ملی و در دل آن پیشگیری و مقابله صحیح در حوادث و بحرانها خواهد شد .

امیدوارم از برکت خون این شهیدان قهرمان و همه خوبان فداکار و سایر درگذشتگان  حادثه پلاسکو و امثالهم  این ساختار برای اولویت نگاه ملی در تصمیم گیران و مردم و مسئولان برای تصمیم گیری بصورت نظام مند  ایجاد گردد که البته راحل های بسیار ساده و شدنی و عملی و بی هزینه برای این موضوع وجود دارد که در اشاراتی از مقام معظم رهبری به اقتصاد مقاومتی  به بعضی از این راه حل ها  اشارت شده است .

تبدیل مجمع تشخیص مصلحت نظام به مجلس مشاوران همانند الگوی ژاپن که توان قانونگذاری و تائید قوانین مجلس شورای اسلامی را به عهده داشته باشد راهکارهای ساده ای برای حرکت به سوی ساختار بهره وری ملی در کشور خواهند بود و راهکارهای ساده دیگر که با کمک عقل و تجربه های ملی و بین المللی می توان این ساختار های تجربه شده را اجرایی نمود .

رفع مسئولیت

مطالب از سایت های مجاز و ایرانی جمع آوری شده و لذا در صورت وجود مشکل از طریق گزارش تخلف با ما در میان بگذارید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

هاب پرس 98 پلی